توي گسترده ي رويا اي سوار اسب ابلق
دنبال كدوم مسيري توي تاريكي مطلق
اي به رويا سرسپرده با توام اي همه خوبي
راهي كدوم دياري آخه با اين اسب چوبي
با توام اي كه تو فكرت با هر عشق و با هراسمي
رهسپار فتح قلب ماه پيشوني طلسمي
توي دستاي نجيبت عكس ماه پيشوني داري
واسه پيدا كردن جاش دنيا رو نشوني داري
ماه پيشوني تو قصه فكر بيداري تو خوابه
خورشيد هفت آسمون نيست عكس خورشيد توي آبه
از خواب قصه بلند شو اسب چوبيتو رها كن
ماه پيشوني مال قصه ست مرد من منو صداكن
اگه از افسانه دورم اگه ماه پيشوني نيستم
اگه با زمين غريبه اگه آسموني نيستم
واسه خواب خستگي هات مثل يك قصه لطيفم
به صداقت تو مؤمن مثل قلب تو شريفم
فصل تازه
نگاه كن من چه بي پروا، چه بي پروا
به مرز قصه هاي كهنه مي تازم
نگاه كن با چه سرسختي تو اين سرما
براي عشق يه فصل تازه مي سازم
يه فصل پاك، يه فصل امن و بي وحشت
براي تو كه يك گلبرگ زودرنجي
يه فصل گرم و راحت زير پوست من
براي تو كه باارزش ترين گنجي
نگاه كن من به عشق تو چه ليلا وار
تن يخ بسته ي پروازو مي بوسم
بيا گرم كن منو با سرخي رگ هات
من اون رگ هاي پر آوازو مي بوسم
تو رو مي بوسم اي پاكيزه ي عريان
تو روپاكيزه مثل مخمل قرآن
طلوع كن من حرارت از تو مي گيرم
ظهور كن من شهامت از تو مي گيرم
بيا ، هيچ كس مثل من و تو عاشق نيست
مثل ما عاشق و همسايه و همدم
بيا ، از شيشه ي سخت و بلند عشق
مثل ارابه ي نور رد بشيم با هم
نگاه كن ، من چه شبنم وار، چه شبنم وار
به استقبال دستاي خزون مي رم
هراسم نيست از اين سرماي ويران گر
براي تو ، من عاشقانه مي ميرم
پرنده
اون پرنده تو بودی
پیرهن ابرو درید
رفت و گم شد تو غرور
رفت و از همه برید
اون که روی عاشقی
طرح دلتنگی کشید
جفت پر شکستشو
توی تنهایی ندید
من،اون پرنده ام، گنگ و خسته
هر پر پاکم روی یه سنگه
هریه پری که رخت تو بود
حالا واسه خاک رختی قشنگه
توی واپسین نفستو یادمی هم پرواز
باز تو میتونی فقط باشی برام نفس ساز
بیا هم هوای من، برای من صمیمی
منو از اینجاببر، تو ای جفت قدیمی
من،اون پرنده ام، گنگ و خسته
هر پر پاکم روی یه سنگه
هریه پری که رخت تو بود
حالا واسه خاک رختی قشنگه
من هنوز تشنهء نورم، تشنهء دشت خورشید
زود بیا که باد غربت، همهء پرامو چید
بیا هم هوای من، فقط تویی صمیمی
منو از اینجاببر، تو ای جفت قدیمی
من،اون پرنده ام، گنگ و خسته
هر پر پاکم روی یه سنگه
هریه پری که رخت تو بود
حالا واسه خاک رختی قشنگه