تبليغاتX
با یه چشمک دوباره
عنوان ندارد...

????

یه موقع هایی میشه آدم اعصابش بهم میریزه....یه موقع هایی میشه آدم از دست خودش  کفری

میشه.....یه موقع هایی میشه ساعت ۱ نصفه شب دوست داری بری تو خیابون قدم بزنی اما چون  

امکانش نیست عصبانی تر میشی......یه موقع هایی میشه گریه ات گرفته اما یه قطره هم دلت            

نمی خواد اشک بریزی پس خودخوری می کنی......یه موقع هایی میشه که به موقع هایی فکر    

می کنی که با یاد آوریش عصبانی تر میشی اما باز فکر می کنی.....فکر می کنی....فکر می کنی

یه موقع هایی میشه ......یه موقع هایی میشه.....

عکس بالا هم اصلا به من و اعصابم ربطی نداشت ..اما دوست داشتم بذارم...نمی دونم شاید من

یه ربطی دیدم .حتما همینه که اینو گذاشتم ...دلم می خواد

خسته ام.........همش دارم به یه آهنگ گوش میدم ........پس چرا از این آهنگ خسته نمیشم؟......نمی

دونم فقط امشب  ۵۰ بار  شد.....بیشتر ....کمتر  ؟؟؟!!!!!!!

من با زخم زبونات رفیقم ...مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم ...........

با توام که داری .......به گریه ام.... می خندی......کاش میشد بیای و...............

عزیزم.............عزیزم................

عزیزم..............

 

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 1:12  توسط آرام  |