

هیچ چیز همچون اراده به پرواز پریدن را آسان نمی کند.نه کیمیا گری وجود دارد، نه
پری قصه هایی ، نه ساحره پیری و نه درویشی که راه رسیدن به سرزمین
خوشبختی و قصر بلوری رویاها را به تو نشان دهد....
یک عاشقانه آرام....( نادر ابراهیمی )

بوی عیدی …
بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکهء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخوردهء لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگی مو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور
برق کفش جفتشده تو گنجهها
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم


حسين بيشتر از آب،تشنه لبيك بود .
اما افسوس كه به جاي افكارش،
زخمهاي تنش را نشانمان دادند ،و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند
( دکتر علی شریعتی )

برف می بارد باز. دانه های برف پایین می ریزند مثل کودکی ام. مثل ثانیه های عبث و بیهوده ی عمرم. آنقدر روی برف ها می دوم تا نفس نفس بزنم. صدای راه رفتنم را در برف دوست دارم.....
داستان زندگی هرانسان مثل دانه برفی در هوا چرخ می خورد. آنقدر چرخ می خورد تا ثانیه ها هم گیج شوند. روزهای آخر هم با طلوع هر روزه ی خورشید به راحتی آب می شود. آب می شویم. و هیچ چیز در آن هوای آفتابی تغییری نخواهد کرد بدون دانه های سپید.
برف می بارد. برف زیبا. برف سپید. برف سرد، به سردی نگاه های مردم کوچه و خیابان. برف می بارد. برف زیبا، به زیبایی چشمانش وقتی می دانست نگاهش می کنم و حواسش را به عمد پرت می کرد. برف می بارد امشب. عاشقانه می بارد امشب.....


کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد
وه ... چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند ...شعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه من ...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم
چهره تلخ زمستانی جوانی
پشت سر
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پایز بودم

استاد میگی تو آزاده ای و من در بند . اما من فکر میکنم تو آزادی و من در بند.........

پاییز برگریزان که میگن همینه دیگه
......نه من می خوام بدونم این چه عکسیه من گرفتم؟؟؟؟
بلد نیستی شاتر رو نزن ، نمی میری.....بشین امتحان فردا و پس فرداتو بخون ![]()

این عکسی که می بینید از یه درختی گرفتم که برگاش خیلی خوش رنگ بود و نور خورشید قشنگ تر کرده بود درخت رو .من که از این عکس خوشم اومده .نمی دونم به هر حال گذاشتم اینجا
.............

موضوع : بدون شرح
اینجانب الان حوصله پست دادن و توضیح در مورد این عکس و غیره را ندارم . در جواب کسانی هم که می گویند به درک خب پست نده و........باید بگویم دوست دارم ُدلم می خواهد و می توانید از بلاگ بنده بازدید نفرمایید . نظر الکی هم ندهید . دیوانه هم خودتان هستید
. هم اکنون عصبی تشریف دارم . سر به سر من نگذارید که بد می بینید

گربه اي كه در تصوير مشاهده مي كنيد يه روز صبح تو حياط خونه ما پيدا شد كه جفتش هم كنارش بود . مامانه گربه رو گذاشته بود رفته بود . جفتش رو نيگا كنيد مثل قلب مي مونه
. بعد از 2 ساعت مادرش نيومد ببرتش.

اينجا كه مي بينيد خوا هرم و دختر عمه ام دايه عزيزتر از مادر شدن ، گربه رو گرفتن و تميزش كردن و با سرنگ بهش غذا دادن و اين لوس بازي ها..


اين عكس رو حدودا 1 ماه پيش گرفتم با دوربين موبايل. نمايي از يك هواي ابري در ظهر كلاردشت . اون ساعت ظهر هوا اون قدر تاريك بود كه نور كافي براي عكس نبود
.

سلام . اين عكسي كه گرفتم رو خيلي دوست داشته بيدم
. اينجا 22 بهمن بود و اين بچه مي خواست اون رو بگيره .يادمه به سختي اين عكس رو گرفتم . هم نورسنجي تو اون هوا مشكل بود و هم به خاطر اين عكس با اجازتون مجبور شدم وسط خيابون كف آسفالت بشينم
. اما بعد از ظهور عكس اون زرده كه مال برق خيابون اون پشت بيد عكس منو خراب كرد
.منم كلي غصه خوردم . واقعا از زحمت هايي كه شهرداري ميكشه ممنونم.

اینم از اون عکس هایی هست که من گرفتم .خودم موندم .آخه این چه عکسی هست
.اصلا من نمی دونم چه علاقه خاصی به دریا دارم؟؟؟. تنها نکته مثبت عکس فوکوس عالی
بود با نورسنجی .تشویقم نکنین .خودم می دونم![]()

آفرين به خودم كه با اين موبايلم چه عكس هايي ميگيرم
.با كمترين امكانات.من مطمئنم موبايلمو به موزه نشون بدم ميليوني از من مي خره
.منو ندزدن.....

سلام .این عکسی رو که واستون گذاشتم جدیدا گرفتم . اینجا نزدیک فریدون کنار هست .غروب خیلی قشنگی بود ...مخصوصا نوری که روی آب افتاده

سلام
این عکسهارو که من شب عاشورا گرفتم ، آخه من از عكاسي خيلي خوشم مياد
من ۱ حلقه بیشتر نگرفتم ،اصلا به نظرم خوب نشد، فقط يك عكسمو واسه جشنواره پذيرفتن![]()
عکس های صبح عاشورا هم که از بس زنجیر تو صورتم خورد اکثرا فولو شد .خیلی حیف شد.
من عکس اول رو که واستون آپلود کردم خیلی طول کشید.واسه همین بقیه رو از حجمشون کم کردم
بقیه در ادامه مطلب.........