
ای چراغ هر بهانه
از تو روشن از تو روشن
ای که حرفای قشنگت
منو آشتی داده با من
من و گنجشکای خونه
دیدنت عادتمونه
به هوای دیدن تو
پر می گیریم از تو لونه
باز میایم که مثل هر روز
برامون دونه بپاشی
من و گنجشکا می میریم
تو اگه خونه نباشی
همیشه اسم تو بوده
اول و آخر حرفام
بس که اسم تو رو خوندم
بوی تو داره نفس هام
عطر حرفای قشنگت
عطر یک صحرا شقایق
تو همون شرمی که از اون سرخه گونه های عاشق
شعر من رنگ چشاته رنگ پاک بی ريایی
بهترین رنگی که دیدم رنگ زرد کهربایی
من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه
به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه
از اون روزا كه قلبا نزديك تر از امروز بود
آواز همشهری يام صميمي و دلسوز بود
از اون روزا كه رستم هنوز برام رستم بود
دستاي اون گمشده اندازهء دستم بود
از اون روزا كه شبهاش مي شد ستاره شمرد
اسم گلای باغو مي شد به خاطر سپرد
از اون روزا تا امروز يه عمره كه می گردم
دنبال اون كسی كه تو اون روزا گم كردم
از اون روزا كه عكسا زير غباز نبودن
گنجشكای تو ايوون فكر فرار نبودن
از اون روزاي معصوم روزای خوب بازی
روزای آبي عشق روزای بی نيازی
از اون روزا تا امروز يه عمره كه مي گردم
دنبال اون كسی كه تو اون روزا گم كردم
تموم لحظه ها رو به انتظار شمردم
فقط واسه يه لحظه س كه تا امروز نمردم
براي اون لحظه كه تموم بشه جستجو
گم كردمو ببينم تو آينه روبروم
از اون روزا تا امروز يه عمره كه مي گردم
دنبال اون كسی كه تو اون روزا گم كردم

زخمی تر از هميشه از درد دل سپردن
سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
با قامتی شكسته از كوله بار غربت
در جستجوی مرهم راهي شدم زيارت
رفتم برای گريه رفتم برای فرياد
مرهم مراد من بود كعبه تو رو به من داد
ای از خدا رسيده ای كه تمام عشقی
در جسم خالی من روح كلام عشقی
ای كه همه شفایی در عين بی ريایی
پيش تو مثل كاهم تو مثل كهربایی
هر ذره از دلم را با حوصله زدی بند
اين چينی شكسته از تو گرفته پيوند
ای تكيه گاه گريه ای هم صدای فرياد
ای اسم تازهء من كعبه تو رو به من داد
من زورقی شكسته م اما هنوز طلایی
طوفان حريف من نيست وقتی تو ناخدایی
بالاتر از شفایی از هر چه بد رهایی
ای شكل تازه ي عشق تو هديه ي خدايي
با تو نفس كشيدن يعنی غزل شنيدن
رفتن به اوج قصه بي بال و پر پريدن
ای تكيه گاه گريه ای هم صدای فرياد
ای اسم تازهء من كعبه تو رو به من داد

من اون پرندم گنگ و خسته
هر پر پاكم رويهء سنگه
هر يه پري كه رخت تو بود
حالا واسه خاك رختي قشنگه
توي واپسين نفس
تو يادمي هم پرواز
باز تو ميتوني فقط
باشي برام نفس ساز
بيا هم هواي من
براي من صميمي
منو از اينجا ببر
تو اي جفت قديمي
من هنوز تشنه ي نورم
تشنهء دشت خورشيد
زود بيا كه باد غربت
همهء پرامو چيد
بيا هم هواي من
فقط تويي صميمي
منو از اينجا ببر
تواي جفت قديمي

برای دیدن عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید.........


میخوام چند تا تکست از خواننده مورد علاقم رو بزارم که فکر میکنم همه خوششون بیاد.
بقیه در ادامه مطلب.......

بيا تا برات بگم آسمون سياه شده
ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده
بيا تا برات بگم گل تو گلدون خشكيده
دست سردم تا حالا دست گرمي نديده
بيا تا مثل قديم واسه هم قصه بگيم
گم بشيم تو روياها قصه از غصه بگيم
بيا تا برات بگم قصه ي بره و گرگ
كه چه جور آشنا شدن توي اين دشت بزرگ
آخه شب بود مي دوني بره گرگو نمي ديد
بره از گرگ سياه حرف هاي خوبي شنيد
بره ي تنها رو گرگ به شهر تازه برد
بره تا رفت تو خيال گرگ پريدو اونو خورد
بره باور نمي كرد گفت شايد خواب مي بينه
ولي ديد جاي دلش خالي مونده تو سينه
بيا تا برات بگم تو همون گرگ بدي
كه با نيرنگ و فريب به سراغم اومدي
بقیه در ادامه مطلب....