تبليغاتX
با یه چشمک دوباره
من و گنجشکای خونه

googoosh

ای چراغ هر بهانه
از تو روشن از تو روشن
ای که حرفای قشنگت
منو آشتی داده با من
من و گنجشکای خونه
دیدنت عادتمونه

به هوای دیدن تو
پر می گیریم از تو لونه
باز میایم که مثل هر روز
برامون دونه بپاشی
من و گنجشکا می میریم
تو اگه خونه نباشی



همیشه اسم تو بوده
اول و آخر حرفام
بس که اسم تو رو خوندم
بوی تو داره نفس هام
عطر حرفای قشنگت
عطر یک صحرا شقایق
تو همون شرمی که از اون سرخه گونه های عاشق
شعر من رنگ چشاته رنگ پاک بی ريایی
بهترین رنگی که دیدم رنگ زرد کهربایی
من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه
به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 0:20  توسط آرام  | 

گمشده.....

از اون روزا كه قلبا نزديك تر از امروز بود
آواز همشهری يام صميمي و دلسوز بود
از اون روزا كه رستم هنوز برام رستم بود
دستاي اون گمشده اندازهء دستم بود


از اون روزا كه شبهاش مي شد ستاره شمرد
اسم گلای باغو مي شد به خاطر سپرد
از اون روزا تا امروز يه عمره كه می گردم
دنبال اون كسی كه تو اون روزا گم كردم


از اون روزا كه عكسا زير غباز نبودن
گنجشكای تو ايوون فكر فرار نبودن
از اون روزاي معصوم روزای خوب بازی
روزای
آبي عشق روزای بی نيازی


از اون روزا تا امروز يه عمره كه مي گردم
دنبال اون كسی كه تو اون روزا گم كردم


تموم لحظه ها رو به انتظار شمردم
فقط واسه يه لحظه س كه تا امروز نمردم
براي اون لحظه كه تموم بشه جستجو
گم كردمو ببينم تو آينه روبروم


از اون روزا تا امروز يه عمره كه مي گردم
دنبال اون كسی كه تو اون روزا گم كردم

2 نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 19:21  توسط آرام  | 

مرهم

گوگوش

زخمی تر از هميشه از درد دل سپردن
سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن

با قامتی شكسته از كوله بار غربت
در جستجوی مرهم راهي شدم زيارت

رفتم برای گريه رفتم برای فرياد
مرهم مراد من بود كعبه تو رو به من داد

ای از خدا رسيده ای كه تمام عشقی
در جسم خالی من روح كلام عشقی
ای كه همه شفایی در عين بی ريایی
پيش تو مثل كاهم تو مثل كهربایی
هر ذره از دلم را با حوصله زدی بند
اين چينی شكسته از تو گرفته پيوند
ای تكيه گاه گريه ای هم صدای فرياد
ای اسم تازهء من كعبه تو رو به من داد

من زورقی شكسته م اما هنوز طلایی
طوفان حريف من نيست وقتی تو ناخدایی
بالاتر از شفایی از هر چه بد رهایی
ای شكل تازه ي عشق تو هديه ي خدايي

با تو نفس كشيدن يعنی غزل شنيدن
رفتن به اوج قصه
بي بال و پر پريدن
ای تكيه گاه گريه ای هم صدای فرياد
ای اسم تازهء من كعبه تو رو به من داد

 

2 نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 13:30  توسط آرام  | 

گوگوش...

googoosh

2 نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 1:20  توسط آرام  | 

پرنده
اون پرنده تو بودي
پيرهن ابرو دريد
رفت و گم شد تو غرور
رفت و از همه بريد
اون كه روي عاشقي
طرح دلتنگي كشيد

جفت پر شكستشو
توي تنهايي نديد

من اون پرندم گنگ و خسته
هر پر پاكم رويهء سنگه
هر يه پري كه رخت تو بود
حالا واسه خاك رختي قشنگه

 توي واپسين نفس 
  تو يادمي هم پرواز 
  باز تو ميتوني فقط
باشي برام نفس ساز
بيا هم هواي من
براي من صميمي
منو از اينجا ببر
تو اي جفت قديمي

من هنوز تشنه ي نورم
تشنهء دشت خورشيد
زود بيا كه باد غربت
همهء پرامو چيد
بيا هم هواي من
فقط تويي صميمي
منو از اينجا ببر
تواي جفت قديمي


2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 15:6  توسط آرام  | 

بازم عکس های گوگوش...
یکسری دیگه عکس از گوگوش که خیلی توپه

بقیه در ادامه مطلب..........


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 9:30  توسط آرام  | 

گوگوش
اینم یکسری عکس از گوگوش .امیدوارم خوشتون بیاد....

برای دیدن عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید.........

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 9:15  توسط آرام  | 

هیچی....
سلام.اومدم کافی نت دانشگاه که مثلا یه پست بدم.اما حوصله چرندیات ندارم .یه عکس خفن از گوگوش میزارم.امیدوارم خوشتون بیاد.....

 

2 نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:49  توسط آرام  | 

گوگوش

 میخوام چند تا تکست از خواننده مورد علاقم رو بزارم که فکر میکنم همه خوششون بیاد.

بقیه در ادامه مطلب.......


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 10:36  توسط آرام  | 

سلام
سلام.امروز مثلا میان ترم دارم،هیچی هم نخوندم.اصلا حوصله ندارم.نمی دونم چرا قرار نیس یادم بره که.............بگذریم.می خوام تکست چند تا از آهنگ های گوگوش رو بذارم.برای دیدن روی ادامه مطلب کلیک کنید....


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 9:26  توسط آرام  | 

قصه بره و گرگ

بيا تا برات بگم آسمون سياه شده
ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده

بيا تا برات بگم گل تو گلدون خشكيده
دست سردم تا حالا دست گرمي نديده

بيا تا مثل قديم واسه هم قصه بگيم
گم بشيم تو روياها قصه از غصه بگيم

بيا تا برات بگم قصه ي بره و گرگ
كه چه جور آشنا شدن توي اين دشت بزرگ

آخه شب بود مي دوني بره گرگو نمي ديد
بره از گرگ سياه حرف هاي خوبي شنيد

بره ي تنها رو گرگ به شهر تازه برد
بره تا رفت تو خيال گرگ پريدو اونو خورد

بره باور نمي كرد گفت شايد خواب مي بينه
ولي ديد جاي دلش خالي مونده تو سينه

بيا تا برات بگم تو همون گرگ بدي
كه با نيرنگ و فريب به سراغم اومدي

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 12:58  توسط آرام  | 

دلکوک
متن آهنگ دلکوک

بقیه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 11:25  توسط آرام  | 

شعری از گوگوش

نجاتم بده

بقیه در ادامه مطلب.......


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 11:21  توسط آرام  |