من در اتاق تنهاییم
تنها نشسته بودم
و اصلا یادم نبود که زندگی در کنار من است
زندگی با آن نگاه کینه آمیزش برایم می خواند :
فردایی دوباره ...
فردا...فردا...
اوني كه مي خواستم عهدشو شكست و
به پاي عشق جديد نشست و
چش روي آرزوم هميشه بست و
پشت مه پنجرمون رها شد
اوني كه مي خواستم مث اشك چكيد و
تو طول راه يهو يكي رو ديد و
صداي از ما بهتر و شنيد و
به خاطر هيچي ازم جدا شد
اوني كه مي خواستم دل ما رو بردو
تو راه كه مي رفت به يكي سپرد و
تو خاطرش ، خاطره ي ما مرد و
يكي ديگه تو روياهاش خدا شد
اوني كه مي خواستم دل ازم بريد و
بين گلا يه گل تازه چيد و
به اوني كه دلش مي خواس رسيد و
مثل تموم مردا بي وفا شد
اوني كه مي خواستم زود ازم گذشت و
يه روزي رفت و ديگه بر نگشت و
منكر مجنون شد و كوه و دشت و
منكر عشق و بودن با ما شد
اوني كه مي خواستم زير قولش زد و
با يكي ديگه پيش من اومد و
به خاطر اون به ما گفتش بد و
عزيز تر از ديروز و از حالا شد
اوني كه مي خواستم شدش از ما سرد و
پيغام دادش كه ديگه برنگرد و
بد بودن ما رو بهونه كرد و
غيبش زد و يك دفعه كيميا شد
اوني كه مي خواستم ما رو بد شناخت و
هستي شو پيش يكي ديگه باخت و
قصر من و با يكي ديگه ساخت و
شكر خدا باز ولي پادشا شد
اوني كه مي خواستم من و داد به باد و
رفت پيش اون كس كه دلش مي خواد و
زد زير عشقش تا يادش نياد و
اسم منم جز آدم بدا شد
اوني كه مي خواستم من و زد كنار و
خزونشو يه جوري كرد بهار و
قايم شدش تو يه عالم غبار و
تقدير ما مثل موهاش سيا شد
اوني كه مي خواستم آخرش گم شد و
بازيچه ي چشماي مردم شد و
وارد عشق صد و چندم شد و
توي خيال كس ديگه جا شد
اوني كه مي خواستم ، ولي انگار مده
مال همه يه جورايي گم شده
كاش از ميون غبارا بياد ...
اونی که می خواستم منو تنهام گذاشت رفت..........
|
|
|
رویا و واقعیت در بن بست زندگی , های و هوی عقل را به سکوت وا می دارم
و از چشمه احساس , مشتی رویا بر می دارم و حقیقت تلخ گذشته ها
را می شویم تا شاید چند صباحی خوش باشم , کاش دستی به نیرومندی
معجزه یاریم کرد تا رویاهایم را رنگ واقعیت بزنم.
|

برای دیدن عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید.........
نفرینتان به جان من
او را رها کنید
نفرین اگر به دامن او گیرد
نرسم خدا نکرده بمیرد
از ما دوتن به یکی ا کتفا کنید
او را رها کنید
دلم برای کسی تنگ است
که آفتاب صداقت را
به میهمانی گلهای باغ می آورد
و گیسوان بلندش را به بادها می داد
و دستهای سپیدش را به آب می بخشید
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریای واژگون می دوخت
وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را نثار من می کرد
دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترین شمال
و در جنوب ترین جنوب
همیشه در همه جا آه با که بتوان گفت
که بود با من و
یوسته نیز بی من بود
و کار من ز فراقش فغان و شیون بود
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
کسی .... دگر کافی ست
با من بگو از عشق اي آخرين معشوق کي براي رسوايي دنبال بهونه ام
با بوسه اي آروم خوابم رو دزديدي تو شدي تعبير روياي شبو نه ام
من تو نگاه تو دنيامو ميبينم فرداي شيرينم نازنين من
چشماي تو
افسانه نيستکه تمومه خواب و خيالم بود
تقدير من
عشق تو شد که هميشه فکر محالم بود
شبهاي تنهايي همرنگه گيسوته آغوشتو واکن بانوي مهتابي
داواپسي هامو با خنده اي کم کن که تويي پايان ترديد و بيتابي
من تو نگاه تو دنيامو ميبينم فرداي شيرينم نازنين من
چشماي تو افسانه نيست که تمومه خواب و خيالم بود
تقدير من عشق تو شد که هميشه فکر محالم بود
چشماي تو
افسانه نيست که تمومه خواب و خيالم بود
تقدير من عشق تو شد که هميشه فکر محالم بود
چشماي تو افسانه نيست
که تمومه خواب و خيالم بود تقدير من عشق تو شد که هميشه فکر محالم بود
چشماي تو افسانه نيست که تمومه خواب و خيالم بود
تقدير من عشق تو شد


میخوام چند تا تکست از خواننده مورد علاقم رو بزارم که فکر میکنم همه خوششون بیاد.
بقیه در ادامه مطلب.......
روی ادامه مطلب کلیک کنید.....
چشم های من تکرار کدامین خاطره پرواز تو بود
که تو...
بی رحمانه گریستنش را به تماشا نشستی
|
میمیرم برات نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات رفتی از برم تو می دونستی که دلم بسته به ساز صدات آرزومه که نمی دونستی که من میمیرم برات میمیرم برات عاشقم هنوز نمی خواستی که بمونی یو به سوزی به ساز دلم گفتی من میرم تو می خواستی برم تا فرداها گل خوشگلم برو راهی نیست تا فرداها گل خوشگلم گل خوشگلم سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور به یه دنیا نور سفرت بخیر برو گر شکستی زمن می تونی دوباره بساز از دلی شکسته ناامید خسته تو باز غرور ازدلی شکسته ناامید خسته تو باز غرور تو بازم غرورنمی خوام بیای نمی خوام میونه تاریکی من تو حروم بشی نمی خوام ازت نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تو تموم بشی برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی آرزوم بشی میمیرم برات نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات رفتی از برم تو می دونستی که دلم بسته به ساز صدات آرزومه که نمی دونستی که من میمیرم برات میمیرم برات |
|||
بگذارم راه خودشان را بروند .
دوست دارم قلبم که تیر می کشد
درد به اوج برسد .
فریاد که می زنم
حنجره ام بلرزد .
دوست دارم موسیقی که به اوج می رسد
و ضربه های ریتم ٬ محکم کوبیده می شوند
ناگهان ؛
سکوت شود ..... !
هر از چند گاهی بستن چشمهایم لذت بخش است
و در ان تاریکی به خودم میگویم
من افسونگر هستم و هنگامیکه چشم هایم را باز میکنم
همان جهانی را خواهم دید
که خودم ساخته ام
همان جهانی که من و فقط خود من
در برابر ان مسئولم
سپس به ارامی ؛ پلک هایم باز میشوند
همانند پرده ای که از وسط صحنه نمایش کنار می رود
و هیچ شکی نیست
که جهان من
همان گونه که خودم ان را ساخته ام
در برابر چشمانم ظاهر میشود
کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را . . . .
میتوان از نگاهش خواند . . . . 
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی
نمی فهمد . . . .
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
يه نيمکت تنها.يه شعله ی خاموش.يه لحظه يک رويا.منو تو در آغوش .يه
يادگار از عشق.رو تن درخت بيد.يه قصه ی کوتاه ای وای از اين تقدير.
بگو منو کم داری بگو.بگو کمی غم داری بگو.بگو منو کم داری بگو.بگو کمی
غم داری بگو.
بگو تو هم بی قراری.يه لحظه آروم نداری.مثل يه ابره بهاری.بگو که هرشب
ميباری.بگو دلت برام تنگ شده.همون دلی که می گن از سنگ شده.بگو
ديگه طاقت نداری.اشک روی چشمام بياری.
بگو منو کم داری بگو.بگو کمی غم داری بگو.بگو منو کم داری بگو.بگو کمی
غم داری بگو.(to tell me) بگو منو کم داری بگو.بگو کمی غم داری بگو.
بگو که نامه هامو خوندی.بگو برام دل سوزوندی.هق هق گريه ام رو شنيدی
بگو که اشکهامو ديدی.بگو دلت برام تنگ شده.همون دلی که می گن از
سنگ شده.بگو ديگه طاقت نداری.اشک روی چشمهام بياری.
بگو منو کم داری بگو.بگو کمی غم داری بگو.بگو منو کم داری بگو.بگوکمی
غم داری بگو(to tell me)بگو منو کم داری بگو.بگو کمی غم داری بگو...

من عاشق این لحظه ام،هر وقت بارون میاد...........
بقیه در ادامه مطلب......

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد
بهت قول نمي دم كه مي خندونمت
ولي مي تونم باهات گريه كنم
اگه يه روز خواستي در بري حتما خبرم كن
قول نميدم ازت بخوام وايسي
اما مي تونم باهات بدوم !!!
اگه يه روز نخواستي به حرفاي كسي گوش كني خبرم كن
قول مي دم كه خيلي ساكت باشم
اما ........
اگه يه روز سراغم رو گرفتي و خبري نشد .......!!!!
سريع به ديدنم بيا
حتما بهت احتياج دارم ....!
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...
اینم یکسری عکس از بنیامین،برای دیدن عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید....
من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو به من گفتی
هرگز هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مراغصه این هرگز کشت
بقیه در ادامه مطلب....

بقیه در ادامه مطلب......
سلام.امروز می خوام ترجمه یه آهنگ قشنگ از اونسنز رو بذارم که خیلی دوست دارم این آهنگ رو. که اسمش taking over me هست.برای دیدن تکست و ترجمش روی ادامه مطلب کلیک کنید....
