تبليغاتX
با یه چشمک دوباره
هدیه تهرانی
اینم یکسری عکس خفن از هدیه

برای دیدن عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید.....


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 11:21  توسط آرام  | 

باز کن پنجره را......
یک شعر قشنگ از حمید مصدق که در ادامه مطلب هست

کاشکی شعر مرا می خواندی !

روی ادامه مطلب کلیک کنید........


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 13:24  توسط آرام  | 

قصه بره و گرگ

بيا تا برات بگم آسمون سياه شده
ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده

بيا تا برات بگم گل تو گلدون خشكيده
دست سردم تا حالا دست گرمي نديده

بيا تا مثل قديم واسه هم قصه بگيم
گم بشيم تو روياها قصه از غصه بگيم

بيا تا برات بگم قصه ي بره و گرگ
كه چه جور آشنا شدن توي اين دشت بزرگ

آخه شب بود مي دوني بره گرگو نمي ديد
بره از گرگ سياه حرف هاي خوبي شنيد

بره ي تنها رو گرگ به شهر تازه برد
بره تا رفت تو خيال گرگ پريدو اونو خورد

بره باور نمي كرد گفت شايد خواب مي بينه
ولي ديد جاي دلش خالي مونده تو سينه

بيا تا برات بگم تو همون گرگ بدي
كه با نيرنگ و فريب به سراغم اومدي

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 12:58  توسط آرام  | 

گاه می اندیشم ،

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟

آن زمان که خبر مرگ مرا

از کسی می شنوی ، روی تو را

کاشکی می دیدم .

شانه بالا زدنت را ،

- بی قید -

و تکان دادن دستت که ،

- مهم نیست زیاد -

و تکان دادن سر را که ،

عجیب ! عاقبت مرد ؟؟؟

افسوس ! کاشکی می دیدم !

من به خود می گویم :

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد ؟


با من اکنون چه نشستنها ، خاموشیها ،

با تو اکنون چه فراموشیهاست

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 11:51  توسط آرام  | 

آخر خط من و تو.....
اینم یه آهنگ قشنگ از آلبوم ارتش صلح

آخر خط من و تو

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 9:59  توسط آرام  | 

باغ بارون زده
این آهنگ اصلی باغ بارون زده هستش که به نظر من قشنگتر از آهنگ سیاوش قمیشی هستش

باغ بارون زده

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 11:31  توسط آرام  | 

....................
یکی بود یکی نبود اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم

یکی داشت و یکی نداشت اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم

یکی خواستو یکی نخواست اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم

یکی آورد و یکی نیاورد اونی که آورد تو بودی و اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم

یکی برد و یکی نبرد اونی که برد تو بودی و اونی که دل به تو باخت من بودم

یکی گفت و یکی نگفت اونی که گفت تو بودی و اونی که دوست دارم رو به هیچ کس جز تو نگفت من بودم

یکی موندو یکی نموند اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من بودم

یکی رفت و یکی نرفت اونی که رفت تو بود واونی که به خاطر تو تو قلب هیچ کسی نرفت من بودم

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 10:53  توسط آرام  | 

این جوری..
این جوری می خورن وقتی ملت بدونه سحری روزه میگیرن.....

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 19:25  توسط آرام  | 

......How Do I Live


How do I,
?Get through one night without you
If I had to live without you
?What kind of life would that be
Oh, I
Need you in my arms, need you to hold
You're my world, my heart, my soul
If you ever leave
baby you would take away everything good in my life

and tell me now
?How do I live without you
I want to know,
?How do I breathe without you
If you ever go,
?How do I ever, ever survive
?How do I, how do I,O how do I live

Without you
There'd be no sun in my sky
There would be no love in my life
There'd be no world left for me
And I
Baby I don't know what I would do
I'd be lost if I lost you
If you ever leave
Baby you would take away everything real in my life

And tell me now
?How do I live without you
I want to know
?How do I breathe without you
If you ever go
?How do I ever, ever survive
?How do I, how do I,O how do I live

please tell me baby
how do I go on
If you ever leave
Baby you would take away everything
I need you with me,
Baby don't you know that you're everything
?Good in my life

And tell me now
How do I live without you
I want to know
?How do I breathe without you
If you ever go
How do I ever, ever survive?
How do I, how do I,O how do I live?

?How do I live without you
?How do I live without you baby
?How do I live

2 نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 11:39  توسط آرام  | 

کاش می شد

با من امشب چيزي از رفتن نگو
نه نگو، از اين سفر با من نگو
من به پايان مي رسم از كوچ تو
با من از آغاز اين مردن نگو

كاش ميشد لحظه ها را پس گرفت
كاش ميشد از تو بود و با تو بود
کاش مي شد در تو گم شد از همه
كاش ميشد تا هميشه با تو بود

كاش فردا را كسي پنهان كند
لحظه را در لحظه سرگردان كند
كاش ساعت را بميراند به خواب
ماه را بر شاخه آويزان كند

ميروي تا قصه را غمنامه تدفين گل
ميروي تا واژه را باران خاكستر كني
ثانيه تا ثانيه پلواره‌ي ويران شدن
ميروي تا بخشي از جان مرا پرپركني

2 نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 11:5  توسط آرام  | 

بي تو با تو

آن روز با تو بودم
 امروز بي توام
 آن روز كه با تو بودم
بي تو بودم
 امروز كه بي توام با توام

2 نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 10:32  توسط آرام  | 

اینم داستان من و........
يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدمو گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه.آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام
2 نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 12:17  توسط آرام  | 

عکس
اینم یه پوستر از بریتنی

در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 15:26  توسط آرام  | 

آخر خط من و تو

آخر خط من و تو

بقیه در ادامه مطلب.......


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 15:8  توسط آرام  | 

چطور دلت اومد؟
اینم یکی از اون آهنگ هایی هست که من خیلی دوس دارم.شما چی؟

بقیه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 11:39  توسط آرام  | 

دلکوک
متن آهنگ دلکوک

بقیه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 11:25  توسط آرام  | 

شعری از گوگوش

نجاتم بده

بقیه در ادامه مطلب.......


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 11:21  توسط آرام  | 

اعصاب خراب
سلام.دیروز رفتم حذف و اضافه .اعصابمو خورد کردن.دختره نشسته پشت کامپیوتر،بد اخلاق،اخمو،انگار داره از ارث باباش می بخشه،واسه اضافه کردن ۱ واحد پدر آدمو در میارن.۱۰ بار گفتن برو این ساختمون،اون ساختمون....خلاصه بعد از کلی الاف شدن گفتن نمی تونی این واحد رو بگیری.حالا این اعصاب خورد شدن نداره؟حالا امروز برم ببینم چی میشه،گفتن برو پیش.........مسئول دروس عمومی.اونم حتما بعد از کلی الاف کردن میگه نمیشه.................
2 نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 10:23  توسط آرام  | 

شب رفتنت......

 

شب رفتنت

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

بقیه در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 10:37  توسط آرام  | 

باران
باران ؛
شيشه ي پنجره را باران شست
 از دل من اما
چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟

2 نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 10:34  توسط آرام  | 

سیب

تو به من خنديدي
 و نمي دانستي
 من به چه دلهره از باغچه همسايه
 سيب را دزديم
 باغبان از پي من تند دويد
 سيب را دست تو ديد
 غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
 و تو رفتي و هنوز
 سالهاست كه در گوش من آرام آرام
 خش خش گام تو تكرار كنان
 مي دهد آزارم
 و من انديشه كنان غرق اين پندارم
 كه چرا
 خانه كوچك ما سيب نداشت

2 نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 10:24  توسط آرام  | 

بدون عنوان
سلام،امروز حذف و اضافه دارم،اما اصلا حوصله ندارم برم دانشگاه.آدم اول صبح میره دانشگاه به خاطر نبودنه کلاسه خالی کلاست تشکیل نشه بعد کلی الاف بشی واسه کلاسه بعدی خنده داره.یکی نیس به اینا بگه اول تعداده کلاساتونو در نظر بگیرین،بعد اینقدر دانشجو بگیرید.مسخرس...........

 

2 نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 9:52  توسط آرام  | 

متن آهنگ
اینم متن آهنگ یا تو یا هیچکس دیگه

من که خیلی  این آهنگ رو دوس دارم .شما چی؟

بقیه در ادامه مطلب......


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 11:2  توسط آرام  | 

سلام
سلام بچه ها

من این وبلاگو .......

من این وبلاگو تازه ساختم.آخه میدونید.امروز خیلی دلم گرفته بود.دوس داشتم با یکی دردودل کنم.ولی هیشکی نبود.بعدش فکر کردم این شکلاته بدمزه رو بسازم.اولش میخواستم بذارم شکلاته تلخ.اما یکی دیگه زودتر ساخته بود.چه فرقی میکنه.شکلاته تلخ یا بد مزه..........

2 نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 11:32  توسط آرام  |