برای دیدن عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید.....
کاشکی شعر مرا می خواندی !
روی ادامه مطلب کلیک کنید........
بيا تا برات بگم آسمون سياه شده
ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده
بيا تا برات بگم گل تو گلدون خشكيده
دست سردم تا حالا دست گرمي نديده
بيا تا مثل قديم واسه هم قصه بگيم
گم بشيم تو روياها قصه از غصه بگيم
بيا تا برات بگم قصه ي بره و گرگ
كه چه جور آشنا شدن توي اين دشت بزرگ
آخه شب بود مي دوني بره گرگو نمي ديد
بره از گرگ سياه حرف هاي خوبي شنيد
بره ي تنها رو گرگ به شهر تازه برد
بره تا رفت تو خيال گرگ پريدو اونو خورد
بره باور نمي كرد گفت شايد خواب مي بينه
ولي ديد جاي دلش خالي مونده تو سينه
بيا تا برات بگم تو همون گرگ بدي
كه با نيرنگ و فريب به سراغم اومدي

How do I,
?Get through one night without you
If I had to live without you
?What kind of life would that be
Oh, I
Need you in my arms, need you to hold
You're my world, my heart, my soul
If you ever leave
baby you would take away everything good in my life
and tell me now
?How do I live without you
I want to know,
?How do I breathe without you
If you ever go,
?How do I ever, ever survive
?How do I, how do I,O how do I live
Without you
There'd be no sun in my sky
There would be no love in my life
There'd be no world left for me
And I
Baby I don't know what I would do
I'd be lost if I lost you
If you ever leave
Baby you would take away everything real in my life
And tell me now
?How do I live without you
I want to know
?How do I breathe without you
If you ever go
?How do I ever, ever survive
?How do I, how do I,O how do I live
please tell me baby
how do I go on
If you ever leave
Baby you would take away everything
I need you with me,
Baby don't you know that you're everything
?Good in my life
And tell me now
How do I live without you
I want to know
?How do I breathe without you
If you ever go
How do I ever, ever survive?
How do I, how do I,O how do I live?
?How do I live without you
?How do I live without you baby
?How do I live
با من امشب چيزي از رفتن نگو
نه نگو، از اين سفر با من نگو
من به پايان مي رسم از كوچ تو
با من از آغاز اين مردن نگو
كاش ميشد لحظه ها را پس گرفت
كاش ميشد از تو بود و با تو بود
کاش مي شد در تو گم شد از همه
كاش ميشد تا هميشه با تو بود
كاش فردا را كسي پنهان كند
لحظه را در لحظه سرگردان كند
كاش ساعت را بميراند به خواب
ماه را بر شاخه آويزان كند
ميروي تا قصه را غمنامه تدفين گل
ميروي تا واژه را باران خاكستر كني
ثانيه تا ثانيه پلوارهي ويران شدن
ميروي تا بخشي از جان مرا پرپركني
در ادامه مطلب.....
بقیه در ادامه مطلب....

تو به من خنديدي
و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق اين پندارم
كه چرا
خانه كوچك ما سيب نداشت
من این وبلاگو .......
من این وبلاگو تازه ساختم.آخه میدونید.امروز خیلی دلم گرفته بود.دوس داشتم با یکی دردودل کنم.ولی هیشکی نبود.
بعدش فکر کردم این شکلاته بدمزه رو بسازم.اولش میخواستم بذارم شکلاته تلخ.اما یکی دیگه زودتر ساخته بود
.چه فرقی میکنه.شکلاته تلخ یا بد مزه..........