تبليغاتX
با یه چشمک دوباره
بدون شرح

1

عمری آپ نکردم حالا عکس بی مزه هم گذاشتم . نمی دونم؟؟؟

2 نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 16:37  توسط آرام  | 

سال نو مبارک

باز هفت سين سرور
ماهي و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادي عيد
آرزوهاي سپيد
باز ليلاي بهار
باز مجنوني بيد
باز هم رنگين کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سوداي ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
يا مقلب القلوب
يا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعيد
باز هم سال جديد
باز هم لاله عشق
خنده و بيم و اميد

سال نو مبارک

 

 

2 نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 17:32  توسط آرام  | 

سلام

سلام به همه دوستای وبلاگی خودم...می بینم که خیلی وقته پست ندادم یعنی امتحانات ترم بود..منم که می دونید دیگه بچه درسخون....

خلاصه اینکه دلم واسه بلاگم و چرندیاتی که پست می دادم تنگیده الانم هیچ چیزی به ذهنم نمی رسه واسه پست دادن  اما دلم تنگید یهو واسه اینجا...منم که دیگه جو گیر...

دیگه هم اینکه می خواستم یه عکس بزارم واستون...اما این سایت که آپلود می کنم خرابه منم که دیگه بی اعصاب.حسش رفت....نیست همه دنیا منتظر بودن من عکس بزارم پست بدمواسه همین میگم حالا هر موقع شد میام عکسی چیزی میزارم خیلی منتظرتون نمیزارمبابای

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 22:24  توسط آرام  | 

..

آنانکه علی را خدا پندارند ، شرکش به کنار....عجب خدایی دارند.

پ.ن:

۱ـ عید غدیر رو به همه دوستام و کلا به همه تبریک میگم

۲- قدیما که بابابزرگمو و مامان بزرگام بودن این عید واسم یه حال و هوای دیگه داشت.دوس دارم همیشه روحشون شاد باشه..

۳ـ کلا این مدت کلی کار و بار دارمو و همه چیزا با هم قاطی شده..اون دوستام که نظر دادن و اینا شرمنده همشونم ..مخصوصا شما ریحانه جون...

۴ـامروز هم که عقد دختر خاله و دختر عمومه...همه چیز با هم قاطی شده..نه به اون موقع که سالی یک بار مهمونی دعوت نمیشم نه به حالا که دو تا دو تا به هم... حالا می خوام هر دو تا رو به تعداد مساوی از نظر زمانی مکانی برم...نیس منو خیللللیییی خیلییی دوست دارن  باید هر دو جا باشم...چی کار کنیم دیگه خوبی از خودتونه..

۵ـ. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

۶- برم دیگه...امروز از اون روزایی هست که مست و ملنگم...هر چی بشینم اینجا بیشتر چرت میگم..

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 10:33  توسط آرام  | 

...

آموزگار نیستم
تا عشق را به تو بیاموزم
ماهیان نیازی به آموزگار ندارند
تا شنا کنند
پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند
تا به پرواز در آیند
شنا کن به تنهایی
پرواز کن به تنهایی
عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا
خواندن نمی دانستند.

2 نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 14:22  توسط آرام  | 

و به آرامی آغاز به مردن می کنی...

به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
اگر سفر نكني،
اگر كتابي نخواني،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،
اگر از خودت قدرداني نكني.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
زماني كه خودباوري را در خودت بكشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
اگر برده‏ي عادات خود شوي،
اگر هميشه از يك راه تكراري بروي …
اگر روزمرّگي را تغيير ندهي
اگر رنگ‏هاي متفاوت به تن نكني،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني.

تو به آرامي آغاز به مردن مي‏كني
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش وامي‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوري كني . .. .،

تو به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
اگر هنگامي كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستي، آن را عوض نكني،
اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني،
اگر وراي روياها نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
وراي مصلحت‌انديشي بروي . . .
-
امروز زندگي را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاري كن!
نگذار كه به آرامي بميري!
شادي را فراموش نكن ….

پابلو نرودا

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 12:41  توسط آرام  | 

گلشیفته فراهانی با بی حجابی خود فریاد زد: من آزادم ..

گلشیفته 1

گلشیفته فراهانی با بی حجابی خود فریاد زد : من آزادم....

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید...

در جواب نظرات شما دوستان :(من با بی حجابی یا هر چیزی کاری ندارم و سیاسی هم به این خبر نیگاه نمی کنم و نمیگم کار بدی کرده....اون کاری رو کرده که به نظر خودش درسته و هر کسی مسئول کارهای خودشه و خوب یا بد بودن کارش به خودش مربوطه و گلشیفته با این کار آزادی و استقلال خودش رو نشون داد و خیلی هم تو کارش موفق هست و اینجوری تشخیص داده که هالیوود موفق تر هست و امیدوارم همین طور باشه و مثل ایران همیشه موفق باشه)


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 0:20  توسط آرام  | 

آرزوهای ویکتور هوگو

آرزوهایم برای تو

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

****
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.

****
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.


****
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه‌دارد


****
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند
چون این کارِ ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند
و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی.


****
و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.


****
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.


****
امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.


****
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!


****
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازی

اگر همه اين‌ها که گفتم برايت فراهم شد
ديگر چيزى ندارم برايت آروز کنم

2 نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 22:49  توسط آرام  |